۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

شاید فریاد و شایدنگاه....



بعضی اوقات نگاه ها نیز فریاد دارند
جیغ میکشند
صدایت میکنند
و بعضی وقتها برعکس
فریادها نگاه دارد
باید دید

۱۳۸۹ تیر ۱, سه‌شنبه

از کجا میاید این آوای دوست؟


پاریس شهری که شاید بتوان از آن بعنوان پایتخت هنری جهان نام برد
شهر ویکتور هوگو
شهردانتون
شهر کزت کوچولو و بینوایان و ژان والژان
شهر داستانهای مشهور دنیا که شاید بتوان ردپایشان را در کوچه پس کوچه هایش دید
شهر کافه و کافه نشینهای هنری که هنوز میتوان بوی انقلاب فرانسه را در انجا استنشاق کرد
و نوازنده ای که گویی تاریخ این شهر را مینگارد
بنواز که تو خود تاریخ این شهری

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

مطبوعات آزاد یا آزادی مطبوعات!!!؟؟؟؟


چند وقت پیش در حین کار و عکاسی از تظاهراتی در برلین متوجه جر وبحث یکی از همکاران با پلیس شدم و طبق معمول خودم را به معرکه رساندم بله کاملا درست بود یکی از عکاسان مجله اشپیگل بود دوست عزیزی که به آرامش و صبوری در بین همکاران شهرت داشت اینک از کوره در رفته بود و اگر دوربین من متوجه او نمی شد و نزدیک او نبودم معلوم نبود که چه پیش میامد
خلاصه بعد از اینکه پلیس متوجه حضور دوربین ها شد او را آزاد نمود.
بعد از بازگشت آرامش علت را جویا شدم و او فقط در جواب میگفت مطبوعات آزاد،طبوعات آزاد.........
خلاصه ما که بالاخره ارتباط این همه پلیس و دادو بیداد را با این مطبوعات آزاد نفهمیدیم!!!
اگر شما فهمیدید لطفا توضیح دهید

۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

خواب دریا

بعضی اوقات دوست دارم عکاسی کنم فقط عکاسی به دور از هر دغدغه ای
اما بعدش با خودم میگویم خوب که چی؟
بعد میام تمام این عکسهای بدون دغدغه را نگاه میکنم و به خودم میخندم میدانید چرا؟
چون وقتی بهش فکر میکنم میبینم که باز هم دنبال دغدغه بودم.
اصلا از قدیم گفتند ترک عادت موجب مرض است و من هم یک جور مریض......