بعضی اوقات دوست دارم عکاسی کنم فقط عکاسی به دور از هر دغدغه ایاما بعدش با خودم میگویم خوب که چی؟
بعد میام تمام این عکسهای بدون دغدغه را نگاه میکنم و به خودم میخندم میدانید چرا؟
چون وقتی بهش فکر میکنم میبینم که باز هم دنبال دغدغه بودم.
اصلا از قدیم گفتند ترک عادت موجب مرض است و من هم یک جور مریض......
۳ نظر:
من کل عکاسی ام این بوده
مثلا بی دغدغه اما بعد دیدم خود این دغدغه ام بوده و خودش رو در عکسها نمود داده
من هم فكر ميكنم تمام زندگيم يك دغدغه است . حتي نفسهايي كه ميكشم . و عكاسي برام يه بهانه است تا بخشي از اين دغدغه هامو به تصوير بكشم و اونها رو به اشتراك بذارم .
از وقتي با شما اشنا شدم ، خيلي چيزهام تغيير كرده .
يكي از اصلي ترين چيزهايي كه بهش رسيدم اينه كه بهتره ادم خوبي باشم كه عكس هم ميگره . نه فقط يه عكاس خوب تنها .
اين خوب بودن در عكاسي تاثير مستقيمي داره . چيزي كه من با تمام وجودم - با تمام وجودم - در تك تك عكسها و كلمات شما احساس ميكنم .
شما نمونه واقعي يك هنرمند هستيد .يك انسان كامل .
موفقيت روزافزونتان آرزوي قلبي و واقعي بنده است .
دريا را دوست دارم ....
سلام
لطفا به عکسای من یه سر بزنید و نظرتون رو بگید
ممنون
ارسال یک نظر